|
مي نويسم امروز از آقاي سبز ، ميرحسين موسوي . همانكه هرچه در نگاهش مي مانم بيشتر درمي يابم صداقت را ، پاكي را و البته عزمي راسخ را به بلنداي هدفي وارسته . مي خواهم امروز براي موسوي بنگارم عذرخواهي نامه اي را كه ببخشد مرا اگر روزهاي آخر اسفند 87 در عصبانيت سرزنش مي كردم حضورش را كه سيد چرا آمدي هنگامي كه محمّد خاتمي بود و ما حوالي اش ؟ يادتان كه هست ، 10 روز مانده به نوروز آخرين آقاي نخست وزير آمد و محمد خاتمي هم وفاي به عهد نمود و به نفعش كنار رفت تا چند روزي سرگردان بمانيم ميان گزينه هايي چون آقاي نقاش ، كروبي و تحريم ولي ديري نپاييد كه رئيس فرهنگستان هنر شفاف و شفاف تر گشت و به همان ميزان اقبال ياران خواستار تغيير به او بيشتر و بيشتر تا 2 ماه مانده به 22 خرداد ديگر ترديدي نداشته باشم كه اين بار بايد آستين ها بالا زد و ميانه ي ميدان رفت براي هنرمندي كه باز هم مي گويم ايده آل نيست همانند تمام پديده هاي گيتي ولي به ايده آل هايم بسيار نزديك است . آقاي موسوي - نه اين گونه سخن گفتن را دوست ندارم – ميرحسين ببخش مرا اگر هرچه گفتم كه شامل نمي شد تو را ، ببخشيد اگر گفتم مير آمد و باران قطع شد ، عذرم بپذير اگر گفتم اصلاح طلب نيستي ، شرمنده ام كه فرستاده ي بالادستي ها مي دانستمت و چقدر لذت دارد اين عذرخواهي ها كه مردي را شناخته ام حالا متعلق به خود خودم نه مانند 6 ماه پيش متعلق به نوستالژي بزرگترها . مي خواهم كه عذرم پذيري و پس از آن تحسينت نمايم كه شك دارم كه محمّد خاتمي با همه شايستگي هايش محافظه كاري را كنار مي گذاشت اين روزها كه تزوير و دروغ از زمين و زمان مي بارد و به مانندت ميدان را خالي نمي كرد كه هماره رنج كشيده ايم از محافظه كاري خاتمي ، همو كه هنوز هم دوستش دارم بسيار با تمام نقدهايم ! مي خواهم برايت بنويسم ميرحسين كه نمي توانستم سيل اشكانم را متوقف نمايم آن لحظات سرشار از غم عصر شنبه كه برايمان نگاشتي بايد به پا خاست كه " اينها اهميتي ندارد برايشان كه ايران ، خانه ي پارسايان به آتش كشيده شود " ، ارج مي نهم به بي نهايتي نجابت آرياها ميهن پرستي ات را كه تنها به ايران مي انديشي و راي ايراني نيك انديش كه تا به حال ايستاده اي سبز و راست قامت ، ثابت نموده اي پندار نيك را به كردار نيك و گفتار نيك كه " ادب مرد به ز دولت اوست " برايت شعور است نه شعار كه مخالفت را خاشاك نمي داني ، ممنونم كه مصلحت انديشي نمي داني سيد . به پاس همه اينهاست كه بهترين مناطق از قلبم را به نامت زده ام و كماكان با هرچه شور فرياد مي زنم نامت را كه : يا حسين ، ميرحسين
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پي نگاشت : بخواب آروم ندا ، خوش به حالت كه ديگه كابوس زمستون نمي بيني ، بخواب آروم ... ___________________________ ايستاده ايم همچنان سبز : ميرحسين موسوي :نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند . هنرمندان آريايي : جمعه همه محترم بودند ، هيچ كس خس نبود ، خاشاك نبود .
|
About![]()
فریادی و دیگر هیچ
Home
|