تبليغاتX
فریاد بی صدا

فریاد بی صدا

بی صدا فریاد کن , شاید در آن سوی گیتی کسی هم راز تو باشد

 

     گوش هاتان را كمي تيز كنيد ، پچ پچ هاي درون محفلي اصحاب تزوير را مي شنويد ؟! با لرزش صدا اقرار مي كنند كه بي فايده بوده اين شوهاي تلويزيوني و آن همه اتهام به بزرگاني چون ميرحسين موسوي ، محمد خاتمي و اكبر هاشمي رفسنجاني ، آنها دريافته اند كه ما داستانشان را سالها قبل خوانده ايم در كتاب سال دوم دبستان : زاغكي قالب پنيري ديد ، به دهان برگرفت و زود پريد ... ! آنها به وضوح دست نيافته اند به آنچه مرداشان بوده در نظر مردمان ، اثبات اين نكته چندان دشوار نيست كه كافيست قدمي برداريد در قشري ترين نقاط شهر تا بشنويد امثال اين جمله ها را :

خدا مي داند چقدر شكنجه شده اند !

اين نمي تواند همان محمد علي ابطحي باشد !

و آنها كه شوخ طبعي شان حتي در اعتراض هم پابرجاست ، لاغري و تكيدگي مفرط ابطحي را چنين ابراز مي نمايند :

فاصله اي نيست تا ممل باربي اگر چندي دگر بماند در اوين !!!

مجموعه ي اينهاست كه باعث شده در دهانها بيندازند طرح محاكمه ي خاتمي ، موسوي و كروبي را ولي چه كسي هست از اهالي انديشه كه نگويد اين هم ادامه ي همان هوچي گري اقتدارگرايان است كه در گردابي بس هولناك گرفتار آمده اند . آري اينان بسيار زخم خورده اند از اين سه بزرگمرد چنانكه همان محمد خاتمي كه بايد جان مي كندي به قول مسيح علي نژاد تا كلامي در مذمت اقتدارگرايان از زبانش خارج شود تبديل شده به مردي بي پروا كه زبان روي سرزنش ستم نمي گذارد ، ميرحسين كه اوايل ابا داشت از كوچكترين حرف بودار ، حالا بدل شده به راهبر شجاع جنبش بي آلايش سبز و مهدي كروبي همانست كه بايد باشد ، جسور و تيزهوش پس همزبان شده اند از آن وكيل الدوله ها بگيريد تا معلوم الحال ها با زبان بي زباني كه : بگير و ببند سربازان سودي نداشته ، شايد دستگيري سرداران چاره ساز باشد !!! آنها شايد ندانند ، شايد هم خود به ندانستن زده اند كه انجام اين عمل به فرض محال معنايي ندارد جز پايان همه چيز كه يقين اين سوال پيش خواهد آمد در نظر مردمان كه مگر همين ها نبودند كه شوراي نگهبان تاييد صلاحيتشان كرده بود ؟! مگر نگفتند كه اينها همه دعواهاي درون خانوادگي است ؟! اصلا مگر مي شود اين سه را كه هر يك هشت سال زمامدار قوه اي بوده اند به براندازي متهم نمود ؟! و يقين وجدان هاشان ، انديشه شان و شايد از همه والاتر تجربه و شناختشان از جريان تحجر پاسخ خواهد داد كه اينها جرمي نداشته و ندارند جز اعتراض به وضعيت ناگوار وطن ، اگر ساكت مي نشستند و گهگاه لبخندي هم تحويل جماعت مي دادند ، شايد كه نه حتما دهه ي فجرها تصويرشان مي ديديم در قاب سيما تا ميرحسين بگويد چگونه كشور را اداره كرد با آن همه توپ و تفنگ كه بر سر آرياها مي باريد ، مهدي كروبي بگويد چگونه رياست كرد دو مجلس از نظام جمهوري اسلامي را ، محمّد خاتمي هم اندكي از خود تعريف نمايد كه چگونه انديشه ي آشتي جويش عزت ايراني افزون نمود در گيتي و تغيير جهت نشانه روي ناوها و مسلسل ها را از ميهن سبب گشت . مي نويسم كه چه باك از اين دروغ پراكني ها و غوغاها كه يقين دارم رسواگر دروغگويان كسي نخواهد بود جز گفتار و كردار نا به جاشان ، حسي دروني مي گويد بنويسم كه مصداق دارد بيش از همه نمونه هاي تاريخي اش حالا اين جمله ي آشنا :

عدو شود سبب خير اگر خدا بخواهد ...

_______________________

پي نگاشت :

خواستم بيشتر بگويم از مهدي كروبي ، همانكه شايد به شخصه حق مطلب را در موردش به جاي نياورده باشم ، خواستم بنويسم از همان نامه ي مشهور ولي قلمم شرم كرد كه بنويسم از آنچه اين روحاني شجاع مي گويد . همين قدر بگويم كه سپاسگزارم از تو مهدي كروبي ، همين و بس !!!

________________________

 ايستاده ايم همچنان سبز :

مير حسين : بزرگترین دروغ آن است که خواست طبیعی مردم برای اصلاح را به بیگانگان نسبت دهند .

بيانيه شماره 16 كميته صيانت از آرا : چه اتفاقی باید می‌افتاد که آن شورا را نسبت به رفتار نامزد مورد علاقه‌اش "حساس" کند ؟!

يادداشتي بي نظير از مسعود بهنود : آنها كه حباب مي سازند .

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت10:3توسط علی | |