بيژن نوباوه را همه مان به خاطر داريم ، پارلمان نشين ( بخوانيد وكيل الدوله ) امروز ، روزگاري خبرنگار ارشد واحد مركزي خبر بود در نيويورك ، آنجا كه لابد بايد خيلي مورد وثوق باشي تا بفرستند تو را !!! مصاحبه ي كوتاه نوباوه را كه خواندم با اعتماد ، ناخودآگاه بدل شدم به ديگ بخار از خشم كه چقدر مي شود فاصله گرفت از حقيقت و انسانيت . آتشم مي زند اين جمله اش : مگر روزي 27 نفر در تصادف جاده نمي ميرند ؟!!! خداي من بيداري هنوز ؟! تاب تحمل به سر رسيده ، اشارتي بنما ...
بيژن نوباوه نماينده رايحه خوش خدمتي مي گويد؛ «چرا حرف بي ربط مي زنيد ما که نشنيديم کسي بميرد.» اين پاسخ نماينده حامي دولت است به سوال «اعتماد» در مورد مرگ پسر روح الاميني. متن گفت وگوي کوتاه نوباوه با اعتماد که در جمع خبرنگاران پارلماني صورت گرفت به اين ترتيب است.
-آقاي نوباوه براي بازداشتي ها چه کار مي کنيد؟ شما پسر روح الاميني را مي شناختيد؟ پيگيري مي کنيد چرا ايشان در روند بازجويي فوت شدند؟
کي اين حرف ها را مي زند؟ حالا ممکن است سرش به زمين خورده باشد.
-اما اميدوار رضايي بالاي سر جنازه وي بوده است؛ جسد وي چيز متفاوتي نشان مي دهد.
چرا چرت و پرت مي گوييد؟ بايد از دولت بپرسيم و بررسي کنيم.
-ممکن است بررسي هاي شما طول بکشد و هر لحظه به ميزان اين اتفاقات افزوده شود.
اين حرف ها جرم است. اين حرف ها را نزنيد. به هر حال بايد بررسي شود.
-من يک سوال ساده پرسيدم، در مورد پسر روح الاميني معتقد هستيد بايد بررسي صورت بگيرد؟
مگر روزي 27 نفر در تصادف جاده نمي ميرند.
-فوت جاده با فوت... فرق دارد.
چه فرقي دارد؟ بعد هم ما که نشنيديم کسي بميرد.
+نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت11:29توسط علی |
About
فریادی و دیگر هیچ چرا که امید آنچنان توانا نیست که پا سر یاس بتواند نهاد
بر بستر سبزه ها خفته ایم با یقین سنگ بر بستر سبزه ها با عشق پیوند نهاده ایم و با امیدی بی شکست از بستر سبزه ها با عشقی به یقین سنگ برخاسته ایم
اما یاس آنچنان توناست که بسترها و سنگ ها زمزمه ئی بیش نیست فریادی و دیگر هیچ