تبليغاتX
فریاد بی صدا

فریاد بی صدا

بی صدا فریاد کن , شاید در آن سوی گیتی کسی هم راز تو باشد

 

     چندي پيش نامه اي ديدم از عليرضا بهشتي براي پدر شهيدش كه " پدر ديدي چه كردند ؟ " . نامه را كه سرشار بود از صداقت چند باري خواندم و سپس از ذهنم گذشت ايده ي نامه اي مشابه براي مادري حزين در اين روزها ، بانويي كه گيسوانش مدت هاست آشفته است در غم از دست دادن جان و روح دختران و پسرانش ، نامه اي مي نويسم براي ايران .

 درود ايران عزيز

احوالت نمي پرسم بانو نه از براي آنكه خودي نشان دهم در رهايي از كليشه ها كه يقين دارم حالت خوب نيست مثل من كه بيست و چند روزي مي شود روز و شبم كابوس است ، مثل آن دو دوستم كه شب ها مسكّن مي خورند و آرامبخش تا بلكه چند لحظه اي خواب بيايد به چشمانشان و شايد رهايي موقتي از فكر و خيال آزار دهنده ! چه بگويم برايت ؟! از كجايش بگويم ؟! خودت كه شاهد بودي همه داستان را ! فرزندانت انتخابات را برگزيدند به عنوان فرصتي آشتي جويانه زيرا آنچه در اين چهار سال بر تو رفت را نمي پسنديدند ، آنان دلخوش داشتند به صندوق راي ، به تغييري در جهت صداقت ، دوري از تحجر و تزوير ولي دستشان نرفت عده اي كه اجابت نمايند خواست شايسته ي دختران و پسرانت را ، نگراني ام نه از بابت نتيجه است كه گفته ام بارها به برهان هاي گونه گون كه پيروز شديم ما سبزها در اين قسمت ، موضوع نگراني ام آينده ي توست كه به كجا خواهد رسيد با اين اوصاف . راستي ايران ندا آقا سلطان را مي شناسي ؟! محمّد قوچاني را چه ؟! همانكه سردبير بود شرق حرفه اي و هم ميهن را ، شهروند امروز را كه صد در صد خوانده اي ؟ هر سه تايش را بستند شايد چون محمّد سرمقاله هايش را مي نوشت ، اين اواخر هم همين سمت را داشت در " اعتماد ملي " ، بيش از اين توضيحش ندهم كه حتما شناخته اي محمّد را ، همانكه مريم باقي همسرش مي گفت حتي اي ميل ندارد چه رسد به گذرنامه ولي كجاي كاري كه برايش اعتراف چاپ مي كنند كه دبي رفته پارسال همين روزها تا اصول بياموزد انقلاب مخملي را !!! راستي ايران سعيد حجاريان يادت هست ؟! مشاور ارشد محمّد خاتمي بود روزگاري تا هم نامش به فاميلي عسكر قصد جانش كند ولي روزش به دنيا بود تا بگذارد و بگذرد از سعيد عسكر و حالا كه نه توان دارد قدمي بردارد و نه چند كلمه اي سخن براند دستگير شده به چه جرمي ، من كه نمي دانم ! اينها را گفتم ولي مبادا لحظه اي درنگ نمايي در نا اميدي كه چه خوب مي گويد اين ميرحسين كه : امید به آینده رساترین اعتراض ماست ، جوانان را بعد مخاطب قرار مي دهد اين والا فرزندت كه : به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند. واژه ها را مي بيني ؟ همان هاست كه سهراب مي گويد ، خود باد است و خود باران . راستش را بگو ، كجا پنهان كرده بودي اين مرد را تا كنون ؟ نفسش فرياد مي زند اميد را توامان با صداقتي دلنشين كه فردا از آن ماست . آري راست مي گويد ، فردا از آن ماست و هيچ چيز تمام نشده كه :

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

هــزار باده ناخورده در رگ تاک است

_________________________

ايستاده ايم همچنان سبز :

ميرحسين : این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سال‌ها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد .

محمد خاتمي : اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته است .

مهدي مهدوي كيا : مردم به خوبي بين ما وطن فروشان و شما وطن پرستان قضاوت خواهند کرد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نگاشت :

هفت روزی را به دلیل ایرانگردی نیستم که پاسخ دهم محبت هاتان را . زان پس گر نفسی باقی بود سعی در جبران مافات خواهم داشت ...

 

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت11:13توسط علی | |