تبليغاتX
فریاد بی صدا

فریاد بی صدا

بی صدا فریاد کن , شاید در آن سوی گیتی کسی هم راز تو باشد

 

      مي نويسم از رسانه اي كه به شوخي مي ماند اگر اين روزها نامش را ضميمه اي داشته باشيم مقدس به مانند ملي !!! شايد همان عبارت معروف مصطفي تاج زاده كه "  اين رسانه ميلي است نه ملي " يا " كيهان صوتي و تصويري " محسن آرمين بيشتر مصداق داشته باشد بر احوال اين روزهاي صدا و سيماي وطني ، رسانه اي فراگير كه فراموش كرده فرامينش را كه بايد بي طرف باشد خصوصا در اين روزهاي پر التهاب انتخابات و اين بي طرفي در تناقضي است آشكار با پخش صحنه ي به جاي آوردن نماز رئيس يا صرف نهار ايشان ، لحن جانبدارانه ي مجريان 20:30 و پخش مستقيم سخنراني هاي احمدي نژاد در سفرهاي پر تعداد استاني با مضامين تبليغاتي كه توامان مي گردد با تعطيلي چند روزه ي شبكه هاي استاني و انتقال آنها به ستاد جناب رئيس در پاستور كه نمونه ي عيني اش را  ديدم در سفر رئيس به اصفهان با چنان رنگ و بوي تبليغاتي كه تبسم هواداران ايشان را نيز در پي داشت ! ظاهرا فراموش كرده اند مديران اين رسانه ، دوم خرداد 76 را كه زمين و زمان زبان باز كرده اند در ستايش ناطق ولي اراده ي اين مردمان چنان آهنين بود كه بي تاثير باشد برايشان آن اشاره ها . كاش آنها را عبرتي بود از آن حماسه ، از وارونه نمايي كلمبيا و دوربان ، از سانسور بزرگاني چون خاتمي كه زمستان مي رود اما رو سياهي اش به جاي خواهد ماند !

       مي نويسم از رسانه هاي حامي رئيس كه انگار مصلحت نمي دانند تحليل شرايط كنوني را كه فرهنگ ، سياست و اقتصاد ما كجا ايستاده در اين چهار سال و باز هم پوپوليسم را سرلوحه نهاده اند كه رسانه هاشان را اشتباه گرفته اند با شب نشيني و محفلي از براي خاطره گويي ! از آن جمله است خاطرات آمده در رجا نيوز كه احمدي نژاد بيل به دست مي گيرد تا لاي را بزدايد از جوي هاتان ، آنچنان در بيت المال حساس است كه نمي گذرد چشمان تيز بينش از پونز افتاده در كف حياط ساختمان رياست جمهوري و كفش پاره ي ! پسر رئيس و نداري اش كه باعث مي گردد كه در توانش نباشد سيم كارت دائمي فراهم نمايد از براي فرزند دلبند تا شماره اش 0919 باشد !!! كاش رسانه هامان درمي يافتند فلسفه ي وجودي شان را بلكه در كنار هواداري معقولانه از محبوبشان اندكي هم بگويند از تورم افسار گسيخته كه خم نموده قامت پايين دستان اقتصادي جامعه را ، كوتاه بنويسند از اينكه ايستاده ايم در كجاي نردبان اخلاق كه قرار بود چند پله در ميان درش بنورديم كه راي پارلمان نشينانمان را به قبض 5 ميليوني مي فروشيم و راي مردمانمان را به گوني سيب زميني ! و اشاره نمايند هر چند مختصر كه چه گذشت بر آزادي بيان در ميهني كه آزادي در ميانه ي شعارهاي انقلابش بود ولي در اين چهار سال براي شرق ، هم ميهن ، شهروند امروز ، كارگزاران ، ياس نو و ... مراسم ارتحال ها گرفتيم و توده توده سايت ها و وبلاگ ها مهرورزي را شامل شدند !!! مي نويسم كه كاش قضاوتي در كار بود ...

       مي نويسم باز هم از تيمي كه هميشه شيفته اش بوده ام . هر گز از خاطرم نمي رود اولين پيراهن قرمز رنگي كه خريده بودم را ، همانكه ساعتي به آن زل زده بودم و سپس بالاي بالينم نهادم هنگام خواب !!! مي خواهم از پرسپوليس بنويسم كه قسمتي عظيم تشكيل مي دهد از نوستالژي هايم توامان با اشكها يا لبخندها . يك سال پيش بود كه همين جا نگاشتم از آن قهرماني دراماتيك با گل دقيقه ي 96 سپهر ولي حالا مي خواهم بنويسم كه امسال چنان بلايي آوردند سر پرسپوليس محبوبم كه حالا در مي ماند از به دست آوردن حتي يك جام بي ارزش با اين همه ستاره با مبلغ و غرور نجومي ! پرسپوليس امسال نبود آنچه آرزويش داشتم ، پرسپوليس محبوب من عادت ندارد به  سه مربي و دو مدير عامل در سال ، پرسپوليس محبوب من عادت ندارد به تمام شدگاني همانند نلو وينگادا ! ، پرسپوليس محبوب من عادت ندارد به آزادي خالي ! اينها را نگاشتم تا بگويم سبز نخواهد بود ادامه ي اين مسير با حلقه ي مفقوده اي به نام مديريت ورزشي كه نه اينكه ويژه ي پرسپوليس باشد كه اگر در راس آبي ها هم مديري تكنوكرات بود مطمئنا چنان تلخ نمي نمود شيريني قهرماني را به فاصله ي چند روز در كام مربي و هوادارنش !

__________________________________

پي نگاشت :

1- دردنامه ي صبا آذر پيك  را كه مي خواندم از رفتار گشت ارشاد ، بيش از هر چه آرزو كردم كه كاش همه آنها كه بر سرشان چنين رفته به ستم ، شعله شعله قلم مي شدند و فرياد به اميد آنكه دگر نبينيم اشك اشاره اي را به تشر در كنار خيابان ...

2- مهرورزان " ياس نو " را نگذاشتند كه بيش از يك سحر دوام بياورد تا بيش از پيش به لزوم بازيابي آزادي بيان معتقد شويم ، ايمانمان در حمايت از مهندس موسوي عميق تر شود و مظلوميت ياس ها آشكارتر . نشانه ها سخن مي گويند از سرنوشتي كه باز هم بايد از سرنوشت ، از خردادي باز هم پر حادثه ، از حماسه اي شبيه دوم خرداد گرچه نباشد سيد خندان ولي سيد سبز كه هست ...

3- حمايت قاطع دو محسن روشنفكر از مير حسين كه اولي هنرمندي است شهره به مخملباف و دگري انديشمند ديني است به نام فاميل كديور نشان از وخامت اوضاع دارد كه بايد به پا خاست براي ميهن ...

 

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت10:30توسط علی | |