تبليغاتX
فریاد بی صدا

فریاد بی صدا

بی صدا فریاد کن , شاید در آن سوی گیتی کسی هم راز تو باشد

 

       مي نويسم از رئيس كه چند صباحي بود قهرش گرفته بود با اين قلم ولي انگار در پي مهرباني هاي اين چند ماهه اش در حق ركسانا صابري و حسين درخشان و امنيت اجتماعي نوبت به صاحب قلم نيز رسيد كه گوشه چشمي بيند 43 روز مانده به انتخابات !!! مي خواهم از اجلاس دوربان 2 بنويسم كه براي رئيس همان را در بر داشت كه كلمبيا داشت ، حضور سه باره اش در نيويورك داشت ، سفر ايتاليا داشت همانا تبليغات واهي داخلي كه هر چقدر در جذب آراي قشري موثر خواهد بود منتها اين آبروي آريايي است كه عيد قربانش است هر روز در مسلخ هاي گونه گون كه هر چند تقبيح شده است و ناپسند آن حركت خارجي ها در دوربان ولي كاش دوستاني بودند اندكي انديشمند حوالي رئيس كه بگويندش اين نيست نشانه ي عزت كه بنشيند و بشنود سخنان سازمان مللي بوش را كه ره خروج سالن مي پرسيد هنگامه ي سخنان رئيس ، هو شود در ميانه ي نشست ضد نژاد پرستي با سخنان مخالف دستور و اينكه همراه برد الهام و مشايي را با دانش ديپلماسي هويدا تا بلكه هياهوي دوربان را بنشانند با صداي دستانشان !!! نه آقاي احمدي نژاد اين چنين نيست و نخواهد بود رسم ديپلماسي كه لبخند بزنيد در برابر هر حركتشان ، كلاهتان را قاضي كنيد خود نيز درمي يابيد كه اين ها نامش هر چه باشد يقين حماسه نيست ، سر به سرمان نگذاريد لطفا !!!

       مي نويسم از آنكه اميدوارم 23 خرداد نامش قرين شود با اين عنوان : بانوي نخست ايران . از بانويي قصد دارم بنگارم كه هر گاه ديده ام تصويري از اوي چيزي خودنمايي كرده در ميان فريم كه لباس هاي سنتي و ريشه در فرهنگ ايراني اش هر توجهي را مي برد سمت رنگ هايي بكر . از زهرا رهنورد مي نويسم كه خاطرم هست قديم ترها در پاسخ خبرنگاري كه علت ازدواجش را جويا شده بود با موسوي پاسخي داده بود جالب كه " اين را از موسوي بپرسيد چرا كه آن زمان من شناخته تر بودم به نسبت مير !!! " در روزگاري كه نظارت استصوابي نگهبان ها نيمي از جمعيت آريايي را تنها به دليل همان واژه ي " رجل " قانون اساسي بازمي دارد از نقش آفريني در صحنه ي رياست جمهوري ، همواره اين اظهار نظر وجود داشته ميان روشنفكران كه اگر روزي رهايي يابيم از اين واژه با تعبيرات متفاوت ، زهرا رهنورد به اتفاق چندين گزينه ي شناخته شده ي دگر مطمئنا شايسته ترين خواهند بود براي اين سمت . رياست سابق دانشگاه الزهرا اين روزها دوشادوش همسرش مقاله مي نويسد و ميتينگ انتخاباتي مي رود تا اينكه از او به عنوان تئوريسين بزرگ دولت احتمالي موسوي نام برده شود و اين براي نيمي از جمعيت مشتاق آريايي خبري نكوست كه در كنار رئيس جمهورشان خانمي خواهد بود از اهالي انديشه بدان اميد به حق كه كابينه ي مير عاري باشد از مردانگي مطلق ناميمون !

       مي نويسم از آنكه تازه دارد رئيس مي شود ! مي خواهم از همنانمم بنويسم با نام خانوادگي كفاشيان ، قهرمان دو و ميداني بوده است زماني ولي اكنون نشسته در مقام رياست فوتبال آرياها ! مي نويسم از اوي كه به صدها دليل دوستش دارم كه اگر پرسش نماييد  مهمترينش را از همشهري بودنمان خواهم گفت و اندكي خويشاوندي . علي كفاشيان را در خاطرات پدر جستجو كرده ام از قديم ترها كه نگفته جز نيكي از اوي كه مهرها نشانده در دل پدر و شايد همين مهرهاست كه هنگامي كه بر مي آشوبم از يار قديمي اش اندكي نگران مي شود در خاطر كه نه اينست داستان علي جان ! نگراني هاي من از جنس فوتبال ملّيست كه به كما رفته و چيزي نمانده به مستقيم گشتن خطش در نمايشگرهاي گيتي ، نگراني هاي من از جنس پرسپوليس است و استقلال و نزول در رنكينگ فيفا ، نگراني هاي من از توصيه پذيري كفاشيان است و محافظه كاري اش كه زماني دايي را تحميلش مي نمايند و روزگاري حاجي مايلي كه به هر چه تمايل دارد جز كاريزماي ورزشي ! اما دارد اتفاق هايي مي افتد انگار كه كفاشيانِ نشسته سر بهانه ، مايلي كهن را بركنار مي كند و بدون مشورت بالادستي ها افشين را مي گمارد در نقش سرمربي ملي و اينها همه در فرهنگ لغت فوتبالي ها به معناي آغاز رياست است براي كفاشيان پس از 500 و اندي روز تكيه بر صندلي چرخدار ساختمان سئول . رياست فوتبال مباركتان باشد حالا آقاي كفاشيان !!!

_________________

 پي نگاشت :

1- اينكه در ميانه ي حذف مايلي كهن و آمدن افشين قطبي فوتبال بهره ها خواهد برد به كنار كه اخلاق است كه پيروز شد و نجابت كه آمد بار دگر مردي كه دوست مي داشتيم ...

2- گروه فشار دوباره به خود آمده انگار و انسجامي به هم زده تا خودي بنماياند ، شاهدش هم پخش گاز فلفل در سخنراني مشهد مير حسين !!!

3- تبريك مي گويم قهرماني شايسته ي استقلال را به جمله دوستان آبي ام ؛ ســـعيده ، مســــعود ، هليـــا ، فريبــــا ، سعید ، رضــــــا و ...

4- پيشنهاد روز هم شعر طنز خليل جوادي است در باب مير حسين كه اگر تا به حال دانلودش نكرده ايد ، اطمينانتان مي دهم كه بر نمي آشوبيد بر من پس از آن .

 

+نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت10:4توسط علی | |