|
خاطرم نيست كجا ولي سالها پيش مي خواندم كه پله بدان دليل شركت نجست در جام جهاني 1974 كه مي انديشيد كه انگار اين فوتبال دگر آن ورزش محبوب مردمان عاشق زردها نيست ، فوتبال دگر نيست همان موجود پاكي كه گريستن ها در پي داشت براي مردمان و تبسم هاي كودكانه ، فوتبال در نگاه اسطوره ي برزيلي بدل گشته بود به امري ناميمون براي سرپوش گذاري بر همه آمال و آلام مردمان سرزمين قهوه پس فوتبال سياسي را بر نتابيد پله ، همان گونه كه در راس اساسنامه ي فيفا هم آمده كه فوتبال سياسي قدغن تا هميشه !!! داستان فوتبال سياسي و پله را جاي دهيد در گوشه اي از ذهن مباركتان تا ادامه دهم گفتگو را با داستان انتخاب علي دايي به سرمربيگري تيم ملي ايران ، آن روزها نام هاي بسياري ورد زبانها بود براي اين مهم ، از افشين قطبي محبوب گرفته تا بيژن ذوالفقار نسب و حتي امير قلعه نويي كه كيست تواند كتمان كند نزديكي اش را به فرزند ارشد رئيس ورزش اما ميان همه اين قيل و قال ها به يكباره سرمربي تيم دوازدهم ليگ مي شود سرمربي تيم ملي تا به قول علي كفاشيان – انتخاب با خودتان اما مي توانيد بخوانيد عروسك خيمه شب بازي ! – قال قضيه كنده شود !!! علي دايي كه روزگاري پس از جام جهاني آلمان جرات بازگشت به ايران را نداشت تا آب ها از آسياب افتاد ادعا داشت كه براي سرمربيگري تيم آرياها با ايزد لابي كرده ولي از همان روزها مي شد ديد البته با عينك دست هاي رئيس را در انتخابش و علي لابي ببخشيد دايي مي شود مربي تيم ملي تا زان پس تئاتري ببينيم به كارگرداني مرد تسبيح به دست !!! ابتدا شر جادوگر كنده مي شود به شيوه اي تا علي كريمي بماند پشت درهاي تيم ملي ، پس از آن نوبت به ايمان مبعلي مي رسد كه نمي دانم 5 سال كافي نيست براي مجازات آن تكل بر پاهاي سوگلي فوتبال ايران ؟! ، جواد كاظميان هم دگر به تيم ملي دعوت نمي شود تنها به خاطر همان پاسي كه چند سال پيش نينداخت جلوي پاي برترين گلزن دنيا در بازي با اردن ! مي توانيد اضافه كنيد همه اينها را به مربيگري هومن افاضلي ، داستان آشتي كنان كذايي دايي و كريمي و نيمكت نشيني وحيد هاشميان و خسرو حيدري آماده !!! مي خواهم بحث را ببندم ولي مگر دلم مي آيد از رئيس ننويسم كه چند ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري ، تيفوسي شده و مدام ره استاديوم مي پيمايد . حتما فراموش نكرده ايد ماجراي جام جهاني كشتي را كه با ورود رئيس خوش قدم خارج شد از دستان ايراني ها و اين بار چند قدم آن طرف تر در زمين چمن آزادي احمدي نژاد را ديديم با همان لبخند بر لب تا ادامه دهد تبليغات انتخاباتي را هر چند اگر عملي نشد با باخت تيم دايي مقابل عرب ها !!! ديروز كه مي ديدم رقص عرب ها را ميانه ي ميدان آزادي ، لعنت ها فرستادم بر خودم با اين همه شور كه چرا هنوز هم شيفته ام اين فوتبال را كه نتيجه ي دربي اش در اتاقي دربسته تعيين مي گردد و براي انتخاب سرمربي ملي اش ! سرها فرود مي آيد در برابر اشاره ي رئيس سياسي تا بلكه قال قضيه كنده شود ! من هم چه توقع ها دارم از اين فوتبال !!! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پی نگاشت : انکار قرارست که از چاله به در نیامده به چاهی بیفتیم عمیق و آزموده ، همین قدر بگویمتان که بوهایی می آید که نشان دارد از مربیگری مایلی کهن !!!
|
About![]()
فریادی و دیگر هیچ
Home
|