|
می نویسم از مردی که همه حرفش در این سالها احترام به دموکراسی و مردم بوده و دوم خرداد 76 که همه چیز مهیا شده بود برای توفیق رقیب ، 20 میلیون رایی آورد که نشان از تمایل مردمانی داشت که مردمسالاری را به من سالاری ترجیحی دادند حماسه گونه . اگر چه بر 8 سال حکمرانی مرد محبوب کویری انتقادهای بسیار داشته و داریم ولی گریزی هر چند سطحی نگرانه بر دورانش ، فاصله ی نجومی وی و کابینه اش را با نمونه ی امروزی هویدا می سازد که همه شعار و عوام را سرلوحه نهاده است ! چند ماهی می شود که صحبت از تمنّاست برای بازگشتش ولی هر بار که صحبت با وی به نامزدی اش رسیده لبخندی زده که " لطفا صبر پیشه کنید " ولی انگار تامّلهای لبخندروی اردکانی دارد کم کم نتیجه می دهد که گفته : " یا خودم می آیم یا میر حسین را می فرستم " که بیش از هر چه نشان از عزم جزم خاتمی دارد برای نقش آفرینی و تحول ، خواه به دستان خود ، خواه به یاری نقّاش هم نشین بوم این سالها و نخست وزیر سالهای جنگ که البته از نگاه من ، قسمتی است برای ادامه ی سریال خاتمی و کاندیداتوری که تا چندی دگر اعلام خواهد شد . می نویسم از " شیخ الوزرای کابینه ی نهم " که روزگاری چنان نفوذی بر رئیس کابینه داشت که بدین نام معروف گشت و شرح داستان برکناری شیبانی و مظاهری و دانش جعفری ، به روشنی ِ ادعای فوق مهر تاییدی می زند معنادار ! در حالی که بسیاری به انتظار نشسته بودند تا ببینند تحرکات انتخاباتی پس زدگان پر تعداد دولت نهم را ، این وزیر کنونی کار و امور اجتماعی کابینه بود که به یکباره ناکوک کرد ساز را و با راه اندازی سایت حامیان نامزدی به ضمیمه ی انتقادات ریز و درشت بر منش و روش پرزیدنت ، در قامت رقیبی برابر رئیس ایستاد و کار را بدان جا رساند که با انتقادات تندش در جمع روحانیون قم ، با اعتراض معمّمان روبرو گشت که " چرا از دولت مطبوع خود بد می گویی ؟! " و پاسخ داد " که اویی که روبرویتان ایستاده ، محمد جهرمی است نه وزیر کار و امور اجتماعی دولت احمدی نژاد !!! " اینکه داستان نامزدی جهرمی تا چه حد جدی است را زمان باید تعریفش کند ولی آنچه آشکارست و سخنی نمی توان بر آن داشت ، انشقاق در جناح مخالف خاتمیست که البته مطمئن باشید که اگر نامی حتی از او بیاید به جد ، همه شان برادرگونه پشت رئیس کنونی می ایستند که تنها گریز از باخت محتمل جز این نیست !!! می نویسم از پسر لاغر اندام رفسنجانی با آن موهای مجعّد که خیلی زود پله های نردبان ترقی را یکی در میان در نوردید تا برسد به پشت بامی که شاید خود نیز چندان اندیشه اش نمی کرد . خبرنگار سابق " ابرار ورزشی " و گزارشگر فوتبال آماتوری که میدان دیده بود به لطف " بهرام شفیع " ، 10 سالی می شود که برنامه ی نودی را تهیه و اجرا می کند که گرچه تقلیدی بودن ساختارش از نمونه های اروپایی هویداست اما رنگ و بوی عادل که نا زدودنیست از هویت برنامه ، 90 را تبدیل به نمونه ای شاخص نموده در رسانه ای که در میان آن همه برنامه های سطحی ، 3 ساعتی در هفته میخکوبت می کند پای نمکین های فوتبال که مگر می توانند در پی آن همه متلک های ریز و درشت عادل باز هم سر در نقاب داشته باشند و خود بروز ندهند که اگر نود نبود ، میثاقیانی نیز نبود که اعتراف نماید به آن همه به قول خودش شوک ها یا پس گردنی های شاگردانش و صفایی فراهانی مشارکتی نبود که بریزد روی میز ، آنچه مخالفان حزبی اش سر ورزش آورده بودند و جواب هر اتهامشان را با جمله ی مشترکی دهد که " لطفا دوربین ! " و سندی کاغذی رو کند از آن پوشه ی قطور که هویدا سازد دروغگویی شان را با مدرک و قطع تماس آخوندی و هاشمی را باعث گردد که همان برنامه ی عادلانه ی عادل بود که چنان آزرده خاطر ساخت مهرورزان ورزش ! را که عقده ی فروخفته ی آن چند ده ماه بعد اتهام تخریب توفیقات نظام را سبب می شود از سوی سردار عزیز محمدی و سخنگوی به دهه ی سوم نرسیده ی سازمان علی آبادی ، طلبکارانه رای لرزان احمدی نژاد را خاطر عادل می آورد ! و پیام این همه فرافکنی آقایان ، همان جمله ی اصغر پورمحمدی است با صدای بلند که " خداوند بر جنبه ی انتقاد پذیریتان بیفزاید ! " و 5/1 میلیون اس ام اس آخرین نود عادل که به قول خودش چقدر معنا داشت برای آنها که دموکرات ترین برنامه ی تلویزیون ایران را به مانند یک درام غیر قابل پیش بینی شیفته اند !
|
About![]()
فریادی و دیگر هیچ
Home
|