تبليغاتX
فریاد بی صدا

فریاد بی صدا

بی صدا فریاد کن , شاید در آن سوی گیتی کسی هم راز تو باشد

می نویسم در حقیقت تمرین فریاد بر آوردن مردمانی است که آنچنان در این زمینه زبردست نیستند !

می نویسم از فرماندهان ناجوانمرد آمریکایی !!! . کسانی که برای گرفتن عکس یادگاری با رئیس جان می دهند ، چشم در چشمش می اندازند و می گویند :You are in my heart honey! “   " ولی علی رغم تمام این حرف ها در سر هوای دزدیدن پرزیدنت را می پرورانند. لازم نیست به خودتان فشار بیاورید تا پارادوکس این داستان ، قسمتی از مغزتان را از کار بیندازد ، فقط در نظر داشته باشید که اولا آمریکایی اند دیگر ! ( آنها را که می شناسید؟! ) و بعد فراموش نکنید که رئیس ما لنگه ندارد چرا که ربایندگانش در مدت یکی دو هفته تغییر کرده اند و از آمریکایی به افغانی - فلسطینی – آمریکایی - عراقی تغییر یافته است.نمی دانم چرا این تغییر هویت ربایندگان مرا باز به یاد " دکتر یداللهی " معروف می اندازد !!!

می نویسم از  " جادوی فتوشاپ" که این روزها کارکردی به مراتب فراتر یافته است ، این روزها دیگر فتوشاپ  تنها برای سبیل گذاشتن به صورت دوستان و ساعتی شاد بودن با آن به کار نمی آید بلکه دوستان سپاهی هم به این نتیجه رسیده اند که فتوشاپ در مانور موشکی هم به کار می آید تا مبادا ذره ای از هراس دشمنان کم شود که یکی از موشک هایمان عمل نکرده است، بله فتوشاپ به کمک سپاه آمد تا به جای ما که به سبیل دوستانمان می خندیدیم ، سپاهیان به ریش دشمنان بخندند ولی نمی دانم چه شد که ماجرا وارونه گشت !!!

می نویسم از مافیای فوتبال . می خواهم از کسی بنویسم که همیشه حرف و حدیث را در حوالی اش دیده است و نمی توانم و نمی توانیم بگوییم که خودش بی تقصیر بوده است. از هنگامی که فوتبال را شناخته ام با کمتر فوتبالیستی همانند او آشنا شده ام که به گواه بسیاری از کارشناسان و ناکارشناسان از قدیم در تعیین ترکیب تیم ملی دخالت داشته است ، رئیس فدراسیون آواره کرده است ، بعد از کلی آژان کشی تیم ملی را رها کرده است  و این آخری ها که بالاخره به آنچه از قدیم در رویاهایش بسیار می دیده است ، رسیده به بازیکنان خط می دهد که اگر تیم ملی را می خواهید ، باید بی خیال پرسپولیس شوید و " پراید سواری " کنید.ماجرا از آنجا آغاز شد که علی دایی _ که هواره از به کار بردن پسوند خود ساخته ی شهریار در پس نامش اکراه داشته ام _ حسین کعبی و عباس آقایی را خودکار به دست از پای میز تمدید قرارداد با پرسپولیس بلند می کند و در گوش هایشان زمزمه می کند که فرمول جدیدی کشف شده است که عبارتست از : تیم ملی برابر است با سایپا که از قضا آقای مافیا " مدیر فنی " اش است. داستان پیوستن " محمد پروین " به سایپا از این هم جالب تر است چرا که فرزند " سلطان پرسپولیس " به محض چرخاندن خوکارش زیر قرارداد با سایپا نامش را در فهرست تیم ملی دید ، تیم ملی ای که علی کریمی ، ایمان مبعلی ، مهرزاد معدنچی ، وحید هاشمیان و مهدی مهدوی کیا از آن دورند ولی ابراهیم صادقی از رگ گردن به آن نزدیک ترست !

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت10:38توسط علی | |