تبليغاتX
فریاد بی صدا

فریاد بی صدا

بی صدا فریاد کن , شاید در آن سوی گیتی کسی هم راز تو باشد

چه کنم که هنوز که هنوز است تنها واژه ها مددرسانم هستند برای برآوردن فریادی هرچند بی صدا.

بازهم با چراغ خاموشی ، نوشته ام را روشن می کنم چرا که این روزها تبدیل به معضلی شده فراگیر که زمین و زمان از آن می نالند.به یاد می آورم استاد فنون و صناعات ادبی ام  - دکتر سمیع -  را با همان لهجه ی انگلیسی بریتیش غلیظش و همان لبخند هایی که  البته چندان نثار ما آخر کلاسی های کمی پر سروصدا نمی شد.دکتر سمیع وزیر نیروی دوران  هاشمی رفسنجانی را به سخره می گرفت که نام خانوادگی اش " خاموشی " است پس چگونه می تواند مانع از خاموشی شود.کاش می شد دکتر را دوباره می دیدم و به او شکایت می بردم  که چرا خاموشی را این چنین به سخره گرفته است  چرا که این "فتاح " به هیچ عنوان گشاینده نیست.

می نویسم از اجلاس فائو که باعث شد رئیس جمهور ما بعد از 3 سال از دوران ریاستش سبزی سبزی قاره ی سبز  را ببیند ،شاید برای همین بود که تصمیم گرفت 3 روز در ایتالیا بماند و کلی خوش بگذراند ، فیلم هایی از دیدار مقامات با ایشان پر شود و کنداکتور شبکه ی 1 را پر کند از اظهار لطف کلمبیا گونه ی جهانیان به پرزیدنت ولی نمی دانم یک مرتبه چه شد که محمود احمدی نژاد سفرش را از 3 روز به 1 روز تقلیل داد ،شاید هوای اروپا به مذاق ایشان خوش نیامده ،شاید شام سیلویو برلوسکونی آنچنان لذیذ بوده که وقتی جناب رئیس جمهور بدان دعوت نمی شود اسباب آزرده خاطریشان فراهم شده ،شاید ترک مراسم توسط سران برخی کشورها در هنگام سخنرانی ایشان سبب بوده است ،شاید... ،هر چه را که باعث بوده است باید بگویم که دلم برای احمدی نژاد کمی سوخت  چرا که در یک روز مسافرتش جز وعده ی حذف اسرائیل در اجلاس فائو !!!و ارائه ی برنامه برای حل مشکل گرانی و کمبود غذای جهانیان !!! کاری از پیش نبرد ، نتوانست برای دوستان و خانواده اش سوغاتی بخرد ، در بناهای تاریخی رم سیر کند و کلی عکس با انگشتانی ( V ) گونه که مانند همیشه حاکی  از پیروزی اوست ،بگیرد.

می نویسم از یورو 2008 با تمام دیدنی هایش که فارغ از بازی های فوق العاده ی تیم فان باستن و بازی خیره کننده ی  "ویا " و همبازیانش در اسپانیا ، تیره روزی قهرمانان سابق جهان و اروپا و شگفت زده شدن شاگردان فیل بزرگ از مهاجرت استادشان از برزیل اروپا به چلسی آبراموویچ داستان های خاص حاشیه ای دیگری نیز پیرامون ما ایجاد کرده است.می نویسم از معجزه ی هم زبانی که شادی دوستان پر شمار آذری زبانم در دانشگاه از صعود  "ترکیه " به مرحله ی بعد را باعث بود ،تعجب مرا بعد از دوری چند ماهه از دانشگاه به دنبال داشت ، بوفه ی دانشگاه را در هنگام پخش مجدد بازی حالتی انفجار گونه داد و موجب گردید که بنویسم شاید اشتباه باشد آن مصرع معروف که همدلی از هم زبانی بهتر است ، چرا که گاهی هم زبانی ،همدلی را هم به ارمغان خواهد آورد.

======================

پی نوشت:

قهرمانی استقلال را در جام حذفی به تمام دوستان آبی ام (سعیده ، مسعود ،سعید ، فریبای عزیز، رضا تهرانی و ... )تبریک می گم و خوشحالم که دو تیم با اصالت فوتبال ما باز هم به دوران خوش گذشته بازگشته اند و فوتبال را مانند قدیم ها دوقطبی کرده اند .

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت12:5توسط علی | |