تبليغاتX
فریاد بی صدا

فریاد بی صدا

بی صدا فریاد کن , شاید در آن سوی گیتی کسی هم راز تو باشد

کمتر کسی را می توانید پیدا کنید که" آواز دلفین ها" ی مسیح علی نژاد را نخوانده باشد و جنجال های متعاقبش را دنبال نکرده باشد.برای این هفته پست دیگری آماده کرده بودم ولی به دلیل اینکه این روزها این بانوی ایرانی را یکی از تنهاترین ها دیدم ،وظیفه ی خود دانستم که تنهایش نگذارم .

 

 

                                             

 

مسیح علی نژاد از خاطره ای نه چندان دور آغاز می کند.او از دلفین های گرسنه ای می گوید که برای رفع گرسنگی شان دهان های خود را به سوی دستان جوانک مغروری بالا می آورند تا از خان او چیزی نصیبشان گردد.جوانک که با نگاه های پیرامونش حسی نوین تجربه می کند حالا دیگر به بازیگری می ماند که سعی در هنرنمایی و نشان دادن خود دارد.او با آداب خاصی به دلفین ها غذا می دهد تا با یک تیر دو نشان زده باشد،هم محبوب دلفین های گرسنه گردد و هم جو پیرامونش را  با خود همراه کند.دلفین ها سیر می شوند و آن قدر ها جوانمرد هستند که برای چند دقیقه حنجره هایشان را برای کسی که نیاز مقطعی شان را بر آورده نموده است ،به کار بیندازند.آنها نوایی اکستر گونه از خود سر می دهند تا جوانک داستان ما به خود ببالد.

با چنین تمثیلی ،مسیح علی نژاد به سفرهای استانی رئیس جمهور می پردازد و حکایت مردمانی را نقل می کند که به استقبال او می روند ،برایش هورا می کشند و شعار های آنچنانی سر می دهند تا شاید احمدی نژاد آنها را هم مورد لطف قرار دهد چرا که به گفته ی خود جناب رئیس جمهور بارها شخص وی جواب نامه های حاکی از مشکلات مالی مردم را با پاکت هایی حاوی پول نقد و... داده است.البته مسیح ،قشر فرهیخته ی جامعه را از این دسته متمایز می کند .

هر چند که معتقدم که همه ی افرادی که برای احمدی نژاد شعار های آنچنانی سر می دهند و او را حامی مستضعفین ،مردمی و ...می نامند،جز دسته دلفین های گرسنه ی داستان مسیح به حساب نمی آیند چراکه بعضی ها بد جوری سیرند ولی طیف وسیعی از آنان را چنین شهروندانی تشکیل می دهند.هم وطنانی که مشکلات مالی گلویشان را سخت گرفته و تنها راه رهایی را در همراهی و نامه نگاری با مردی می دانند که در تبلیغات انتخاباتی اش به مانند آنها روی زمین می نشسته ،به مانند دکتر معین روبروی خودش لپ تاب نمی گذاشته و از همه مهتر به آنها قول داده است که مشکلات معیشتی آنان را رفع کند ولی نکته اینجاست که آنها نمی دانند که رئیس جمهور مردمی شان به مشکلات اقتصادی انبوهشان دامن زده است.آنها هنوز هم وقتی از مافیا می شنوند و از کارشکنی هایی که بر سر راه رئیس دولت انجام می گردد ،به حالش می نالند که نمی گذارند کارش را بکند.آنها فقط از طریق اخبار تلویزیون شاهد شو دانش جعفری و صمصامی بوده اند که چه برادرانه وزیر اسبق ،جانشینش را به آغوش میکشد و دست های او را به علامت دوستی و پیروزی به آسمان بلند می کند ولی آنان چندان روزنامه نمی خوانند که بدانند که وزیر اقتصاد اسبق ،چگونه جناب پرزیدنت را به چالش می کشد ،اینترنت که جایگاه خودش را دارد.مسیح خواست بگوید که آقایان این راهش نیست ،گدا پروری نکنید ،کرامت ایرانیان را حفظ کنید و چه غریب است وقتی می خوانی که کیهان چگونه از کرامت انسانی صحبت می کند ،برداشت غوغا سالارانه می نماید و از مسیح تصویری مخالف ایران و ایرانی می دهد.کیهانی که ... .همان قدر که این رفتار رئیس جمهور را نمی پسندم ،وعده ی 50000 تومانی کروبی را نپسندیدم و همین دلفین ها بودند که به کروبی هم رای دادند.

از شریعتمداری و کیهان انتظار چندانی نمی رود ولی از کروبی انتظار نداشتم که با بانوی خبرنگارش چنین کند که بهانه دست کیهان و فارس و ... دهد که چنین بتازند .همه ی دوستان اصلاح طلبی که همواره مسیح آنها را در قامت یک دوست می دید و فکر می کرد که روزی روزگاری به یاریش می آیند ،تنهایش گذاردند و زمینه را برای رقیب فراهم آوردند.البته این رفتار برای مسیح چندان ناشناخته نبود ،هنگام اخراج او از مجلس به دلیل افشای فیش عیدی دوستان مجلس هفتمی که با شعار کاهش حقوق روی کار آمده بودند ، نیز رفتاری شبیه به این را دیده بود. 

خوشحالم که حداقل در میان بلاگرها هستند هنوز کسانی که می خواهند حقیقت را برداشت کنند و درست متوجه شوند بر خلاف کسانی که مرغ همسایه شان همواره غاز است و کرامت ها را نابود کرده اند ولی جالب است که دیده بان کرامت انسانی اند .مبادا که بتوانند از سخنی برداشت به ضرر خودشان و گروهشان کنند که واویلا اسلام به خطر می افتد و ایرانیتی به خطر می افتد که جز در موارد لزوم به خاطرشان نمی افتد.افسوس ...

 

==========================

پی نوشت :

۱-برای خواندن "آواز دلفین ها" به این لینک مراجعه کنید.

http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=58396

۲-

ما براي حذف نام مجعول خليج عربي و برگرداندن نام خليج فارس به نقشه ماهواره اي و آنلاين گوگل ارث نياز به 1 ميليون امضا داريم. به عنوان يک ايراني خواهشمندم لینک  زیر را روی نوار ادرس کپی پیست نمایید .

 http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

+نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت11:4توسط علی | |

بدون شک حسین رضا زاده یکی از شناخته شده ترین ورزشکاران ایرانی است.مردی که با قهرمانی اش در المپیک سیدنی نامش را برسر زبانها انداخت وسپس با رد پیشنهاد 10 میلیون دلاری ترکها غرورمان را تلنگری جانانه زد که آفرین بر تو جوان آریایی که وطن را به آب ونان نمی فروشی.حسین رضازاده همچنان قهرمان جهان والمپیک می شود ومی رود تا با قهرمانی در المپیک چین در تاریخ ورزش جهان جاودانه گردد.نکته ای که هیچ کس نمی تواند در آن کوچک ترین شکی به دلش راه دهد ،محبوبیت این جوان اردبیلی است.فارغ از قهرمانی هایش، چهره ی فتوژنیک و با مزه اش باعث می شود که از او به عنوان قهرمانی یونیک و بی همتا یاد کنیم.شعار "یا ابوالفضل " معروفش هم روحیات مذهبی مان را قلقلک می دهد ،هرچند که معتقدم " یا ابوالفضل " سیدنی با "یا ابوالفضل " های امروز حسین تفاوتی از زمین تا آسمان دارد و بیشتر نمایشی می نمایاند تا شعاری برآمده از قلب حسین.

 

                  

 

این همه آسمان ریسمان بافتن برای آن بود که به حضور حسین رضازاده یا به قول Robinson real state جهان پهلوان حسین رضازاده در یک تبلیغ تلویزیونی برای مشاور املاک فوق اشاره کنم.از حدود 2 ماه پیش که پخش این تبلیغ تلویزیونی  به صورت گسترده از تلویزیون های ماهواره ای  آغاز شد ،شاهد بازخوردهای متفاوتی در جامعه بودیم .عده ای رضازاده را شماتت کردند که یک  ورزشکار مطرح نباید افتخارات خود را به پول بفروشد و در نهایت حضور ورزشکاران در تبلیغات را امری نکوهیده قلمداد می کردند ، عده ای به 200 میلیونی اشاره می کردند که گفته می شود رضازاده دریافت کرده است ،بعضی ها هم مخالف بودند و می گفتند در قبال نقش آفرینی رضازاده  در این تبلیغ تلویزیونی ویلایی دربهترین نقطه ی ابوظبی  به او تقدیم شده است.در پی این حرف و حدیث ها بود که سازمان تربیت بدنی دست به کار شد و طی اعلامیه ای حضور ورزشکاران در تبلیغات تلیویزیونی را ممنوع اعلام نمود، هر چند که به شخصه معتقدم که یک ورزشکار یا یک هنرمند می تواند از شهرت و محبوبیتش استفاده ی تبلیغاتی نماید و درآمدی از این راه کسب کند ، آنچنانکه در تمام دنیا معمول است .هرچند که به چگونگی نقش آفرینی و کارگردانی سطح پایین این کار انتقاد دارم ولی مساله ای که مرا به نوشتن وا داشت ،نکته ای دیگر بود.

سوال اصلی اینجاست که چرا Robinson  ؟ چرا امارات ؟ چرا سرمایه های ایرانی به صورت روز افزونی به دوبی سرازیر می شوند؟مگر نه این است که شهری که عرب ها امروز به آن افتخار می کنند ،روزی با آجرایرانی و به زور سیمان ما با کلی مشقت در بیابان بی مصرف امارات ایجاد گردید .مگر همین عرب ها نبودند که روزگاری آرزوی زندگی در استان فارس و خوزستان را داشتند ،پس چه شد؟!

می دانم که سیاست های غلط اقتصادی ،عدم امنیت سرمایه در کشور باعث این مسئله گردیده است ولی  ای کاش ایرانیان می دانستند که با پول آنهاست که عرب ها امروزه با تکبر به ما می نگرند ،عرب هایی که در تمدن و تاریخ جایگاهی ندارند.ای کاش ایرانیان می دانستند که اگر امروز خلیج همیشه فارس آنان با آن نام لعنتی اشتباه گرفته می شود ،بخشی از تقصیر متوجه آنهاست.بله ،بخشی از پول های شماست که به جیب مسئولان گوگل ریخته شده تا به تحریفی چنین ناجوانمردانه در تاریخ دست بزنند!

به راستی اگر روزی سرمایه های مالی و انسانی ایرانی از دوبی خارج شود ،چه سرنوشتی در انتظار این شهر خواهد بود؟

 

==========================================

پی نوشت :

ما براي حذف نام مجعول خليج عربي و برگرداندن نام خليج فارس به نقشه ماهواره اي و آنلاين گوگل ارث نياز به 1 ميليون امضا داريم. به عنوان يک ايراني خواهشمندم لینک  زیر را روی نوار ادرس کپی پیست نمایید .

 http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت9:42توسط علی | |