|
اواسط مرداد ماه بود که خبر سرمربیگری افشین قطبی را در پرسپولیس شنیدم.مردی که سال ها به عنوان دستیار صاحبنامانی همچون گاس هیدینگ ،دیک ادوکات ،پیم فربیک و... کار کرده بود .در رزومه ی افشین قطبی سرمربیگری تیم ملی بانوان آمریکا نیز به چشم می خورد .بله ،افشین قطبی در 30 سال دوری از وطن حسابی کوشیده بود تا بالاخره هدایت تیمی را به دست بگیرد که از کودکی برایش جان می داد .افشین وارد ایران شد و سرمربیگری پرسپولیس تهران را پذیرفت .(پایان اپیزود اول) همه چیز به خوبی و خوشی پیش می رفت.به لطف ورود افشین ،ادبیات جدیدی در فوتبال ما وارد شده بود.نمی توانستم لبخند همراه با محبت خودم را در برابر شنیدن کلماتی همانند سازمان داری ،قلب شیر ،شیر تو شیر،محشر ،فوتبال علی اصغری و... پنهان کنم.پرسپولیس با اختلاف امتیاز قابل توجه در صدر جدول لیگ ایران جای داشت و بدون باخت، می تاخت و این قدر به نباختن عادت کرده بودیم که برای من هوادار تیفوسی پرسپولیس ،هر تساوی به منزله ی باخت بود تا اینکه پرسپولیس در دور دوم جام حذفی راهی همدان شد .همه چیز عجیب و غریب بود،نمی توانستم باور کنم که سه گل از پاس همدان خورده ایم ولی این حقیقت داشت.آن قدر فوتبال دیده ام که می توانم این طور بازی ها را تجزیه و تحلیل کنم ،بازی با پاس همدان برای من مشکوک بود.چند روز قبل از بازی افشین تاب مقاومت در برابر علیرضا مرزبان را از دست داده بود و بعد از اینکه آن جمله ی زشت را از زبان او شنیده بود ،خواستار اخراج او شده بود ولی جنتلمن داستان ما نمی دانست که حمید استیلی که سر کرده ی مخالفان اوست و بازیکنان را بر علیه سرمربی می شوراند.بعد از این بازی بود که حبیب کاشانی معنای واقعی اختیار کامل سر مربی را در فوتبال ایران به همگان نشان داد و ماندن افشین در پرسپولیس را به برگشت علیرضا مرزبان منوط کرد و افشین هم با نجابت خاصش ناگزیر پذیرفت.پرسپولیس در برابر سپاهان هم باخت تا رکورد شکست نا پذیری اش در لیگ هم از دست برود (پایان اپیزود دوم) آغاز نیم فصل دوم ،فصل نوین اما تلخی برای پرسپولیس و افشین قطبی گشود .پرسپولیس دیگر به باختن عادت کرده بود و روز به روز بر قدرت باند مخالف قطبی افزوده می شد تا اینکه 23 فروردین 1386 _همان جمعه ی لعنتی _ از راه رسید و افشین قطبی حقیقت فوتبال ایران را به چشم دید.او می دید که چگونه بازیکنانش بی انگیزه به توپ ضربه می زنند و به راحتی آب خوردن 4 گل می خورند تا دیگر افشین را به عنوان سرمربی تیمشان نبینند.اتفاقی که قبلا هم در بازی هایی نظیر ایران - قطر و ایران - آث روم برای فوتبال ایران اتفاق افتاده بود.شاید دیروز هر کس دیگری به جای افشین بود مورد شدید ترین انتقادات من قرار می گرفت ولی افشین همه کس نیست.(پایان اپیزود سوم) او جنتلمنی به معنای واقعی کلمه است که در بدترین شرایط هم پاسخگو است.در شرایطی که همکارانش همانند فیروز کریمی و علی دایی کوچکترین ارزشی برای پاسخگویی به مردم قائل نیستند. تنها افشین قطبی می توانست بعد از پایمال کردن حقش در رسیدن به سرمربیگری تیم ملی این چنین شرافتمند انه به دیدار دایی برود و پست جدیدش را به او تبریک بگوید.وقتی ارزش والای کار او مشخص می شود که بدانیم در عرض دو ساعت سرمربی تیم ملی تعویض شد و بنا به دستور رئیس جمهور ی که عادت دارد در همه چیز دخالت کند ،نام علی دایی به جای افشین قطبی در مقابل نام فوتبال ایران ثبت گردید. تنها افشین می توانست در مقابل شکستن لپ تاپش توسط یکی از بازیکنان سکوت کند و به خاطر پرسپولیس این موضوع را رسانه ای نکند و تنها با چشمان پر از اشکش او را نامرد بنامد. جنتلمن شاید از اول هم ایران جای تو نبود ،چون تو بلد نبودی دروغ بگویی ،ریا کنی و چاپلوسی پیشه کنی تا به مقامی در خور برسی.وقتی لبخند تلخ و پر معنایت را بعد از گل چهارم دیدم ،اشک در چشمانم حلقه زد که چرا افشین داستان ما سرنوشتی این چنین داشت. می دانم که عمر مربیگری ات در پرسپولیس آن قدر ها طولانی نمی شود ولی بدان که برای خیلی هایی مثل من فرقی نمی کند که تو سرمربی پرسپولیس باشی یا نباشی چرا که تو برای همیشه امپراتور ارتش سرخ خواهی ماند و تا ابد به احترامت کلاه از سر بر می داریم. ================================= پی نوشت : ما براي حذف نام مجعول خليج عربي و برگرداندن نام خليج فارس به نقشه ماهواره اي و آنلاين گوگل ارث نياز به 1 ميليون امضا داريم. به عنوان يک ايراني خواهشمندم لینک زیر را روی نوار ادرس کپی پیست نمایید . http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html
|
About![]()
فریادی و دیگر هیچ
Home
|