تبليغاتX
فریاد بی صدا

فریاد بی صدا

بی صدا فریاد کن , شاید در آن سوی گیتی کسی هم راز تو باشد

واژه ی انگلیسی censorship  یا سانسور برای ما ایرانی ها کاملا شناخته شده است.دیگر همه حتی بچه های 4-5 ساله هم معنای سانسور را درک می کنند چراکه همواره با آن درگیرند.کافی است که اراده کنید که یکی از مسابقات فوتبال پر شمار تلویزیون را ببینید،تماشای فوتبال همانا و دیدن صحنه ی گل اول بازی برای میلیون دفعه  همانا ،اصلا گاهی با خودم فکر می کنم که ای کاش گل اولی زده نمی شد تا اعصاب من و خیلی ها خط های کج و راست به خود نبیند.هرچند که سانسور برای پخش فوتبال نیز آزار دهنده است ولی سانسور در هنر قصه ی تلخ جداگانه ای دارد.

عادت کرده ایم که بشنویم که آخر سریال ها همواره تغییر می کنند به مانند اتفاقی که برای  " مردهزار چهره " افتاد و بنا به گفته ی رضا رشید پور پایانش تغییر کرد.( اگر به تیزر های این کار دقت کرده باشید ،حتما پی برده اید که یکی از صحنه ها که رضا رشید پور در آن نقش آفرینی کرده بود ،حذف شده بود که این نمونه ای از سانسور های زیاد اعمال شده در این سریال است. ) اتفاقی که قبلا برای  " یک مشت پر عقاب  "و" ساعت شنی " افتاده بود .

 و اما موسیقی که داستانی جداگانه دارد.اگردر 2-3 سال گذشته، صنعت موسیقی کشور را مورد توجه قرار داده باشید ،حتما متوجه شده اید که مخصوصا در حوزه ی موسیقی پاپ هیچ اثر آن چنان محبوب و همه گیری (با توجه به معنای موسیقی مردمی "پاپ" ) به بازار عرضه نشده است.

صنعت چاپ و نشر کشور هم روزگاری مشابه می گذراند و گرفتن مجوز انتشار امری بس دشوار به نظر می رسد. بسیار نگران کننده است که از دوستان می شنویم که کتاب های بسیاری در مرحله ی بازخوانی در وزارت ارشاد مفقود گشته اند !!!

و اما در مورد سینمای ایران که شاید محسوس ترین سانسور ها در آن صورت می پذیرد.در سالی که گذشت ،تلخ ترین اتفاق برای سنتوری افتاد.بعد از لغو مجوز اکران یک شبه ی فیلم سنتوری سی دی های قاچاق به بازار آمد تا مهرجویی بزرگترین قربانی سانسور در ایران لقب بگیرد.امری که باعث شده است که داریوش مهرجویی دست از فیلمسازی بکشد و شانس خود را در نگاشتن رمان بیازماید.اگر نام " به خاطر یک فیلم بلند " اثر مهرجویی را شنیدید ،گمان نکنید که نام فیلم جدید او را شنیده اید بلکه این رمان سرنوشت فیلمساز جوانی را روایت می کند که معولا فیلم های کوتاه می ساخته ولی در اولین تجربه ی فیلم های بلندش گرفتار ماجرای عشقی می شود ." مفتش بزرگ و روشنفکران رذل " نام رمان دیگر مهرجویی است که گریزانی او از سینما را هویداست. به گواه اکثر صاحب نظران در دو سال گذشته اثر چندان در خوری در سینمای ایران متولد نشده است  ولی جالب است که با اثر پر مایه ای همانند سنتوری به این صورت برخورد می شود.

امیدوارم سال جدید سالی نوین و البته متفاوت برای هنر این مرز و بوم باشد و سخت گیری های کمتری در این حوزه به عمل آید.

 

=============================

پی نوشت :

ما براي حذف نام مجعول خليج عربي و برگرداندن نام خليج فارس به نقشه ماهواره اي و آنلاين گوگل ارث نياز به 1 ميليون امضا داريم. به عنوان يک ايراني خواهشمندم لینک  زیر را روی نوار ادرس کپی پیست نمایید .

 http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت9:55توسط علی | |