نمی دانی چه قدر خوشحال شدم ،وقتی که اظهارات روشنگرانه ات را در اینترنت که معمولا باید در آن حرف های بد بد بد _و تاصبح بد –زده شود ، خواندم.فکر نمی کنم بتوانی تصور کنی که بعد از خواندن فرمایشاتت در مورد تلاش بی وقفه ات برای اتحاد دوستان اصولگرا چه جوری دست می زدم.حتی بعضی وقتا از شدت هیجان پاهایم به کمک دستانم می آمد تا در تشویق تو دریغ نکرده باشم.هرچند که بعید می دانم که بتوانم این رایحه ی خوش خدمتی که دارد فرت و فرت به مشامم می رسد را با تشویق های حقیرانه ام جبران کنم.
تو درست می گویی ،حالا که کافران اصلاح طلب به میدان آمده اند و متاسفانه تهدیدات شما را برای نامزد نشدن در انتخابات پشت گوش های منحفرفشان انداختند،وظیفه ی شماست که با تفنگ های مهرورزتان به کمک اصولگرایان بیایید تا مبادا رقبایشان فکر ورود به مجلس را در فکر هایشان بپرورانند.اینکه دو روز پیش اظهاراتت را به قول معروف ماست مالی کردی، هم چیزی از ارزش اظهارات اولیه ات کم نمی کند.
باز هم ازت تشکر می کنم.
دوستت دارم هوار هوار...
+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت10:52توسط علی |
|
About
فریادی و دیگر هیچ چرا که امید آنچنان توانا نیست که پا سر یاس بتواند نهاد
بر بستر سبزه ها خفته ایم با یقین سنگ بر بستر سبزه ها با عشق پیوند نهاده ایم و با امیدی بی شکست از بستر سبزه ها با عشقی به یقین سنگ برخاسته ایم
اما یاس آنچنان توناست که بسترها و سنگ ها زمزمه ئی بیش نیست فریادی و دیگر هیچ