فکر می کنم که همه ی ما تبلیغات خاص انتخاباتی دکتر احمدی نژاد رو به یاد داشته باشیم.تبلیغاتی خاص که با کارگردانی امثال شمقدری و کلهر شکلی خاص به خود گرفته بود.شعار ها و حرف هایی غالبا پوپولیستی که خیلی زود فراموش شدند.
حافظه ی من و شما به راحتی می تواند وعده ی انتخاباتی ایشون را مرور کند.آن روزها از خیلی مسائل صحبت می شد .از آوردن نفت سر سفره ی مردم بی نوا که بعدا رئیس جمهور و تیم همراه به این نتیجه رسیدند که نفت که اصولا غیر بهداشتی است باعث بدبو شدن سفره ی رنگین جامعه ی ایرانی می شود.
از دولت مهر ورز صحبت می شد که حتی با خوانندگان لس آنجلسی مهربان خواهد بود و زمینه ساز بازگشت آنان به وطن ولی مردم ما جاده ی فراموشی را طی این سال ها به خوبی از بر کرده اند.حالا دیگر همه می دانند که رد صلاحیت فله ای نیروهای مخالف جناب رئیس جمهور از مهر ایشان است.حالا دیگر من و شما می دانیم که حذف خبر در گذشت احمد بورقانی از خبرگزاری دولت (ایرنا )از مهرورزی بی دریغ ایشان و دوستانشان است.
اما مسئله ای که بیش از هرچیز ذهن من و امثال من را می آزارد به سخره گرفتن جامعه ی ایرانی است.رئیس جمهوری که ۹۹٪ وعده هایش انتخاباتی اش اقتصادی بوده خیلی راحت در مقابل دوربین شبکه ی الجزیره ادعا می کند که به مردم هیچ وعده ی اقتصادی ای نداده است.
امیدوارم که این نمونه ها و صدها نمونه ی دیگر به مردم کمک می کند که آگاهانه انتخاب کنند و اسیر احساسات نشوند.هرچند که معتقدم که شعور سیاسی در جامعه ی ما واژه ای غریب است .
+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت10:36توسط علی |
|
About
فریادی و دیگر هیچ چرا که امید آنچنان توانا نیست که پا سر یاس بتواند نهاد
بر بستر سبزه ها خفته ایم با یقین سنگ بر بستر سبزه ها با عشق پیوند نهاده ایم و با امیدی بی شکست از بستر سبزه ها با عشقی به یقین سنگ برخاسته ایم
اما یاس آنچنان توناست که بسترها و سنگ ها زمزمه ئی بیش نیست فریادی و دیگر هیچ